#گل‌های_باغ_سردار_پارت_556

نیلوفر کیک را نشان داد: اینجا بشین و کیک رو ببر.

اطراف میزی که کیک روی آن قرار داشت، تعداد زیادی کادو به چشم میخورد. وقتی کیک تقسیم شد، اردلان با اشاره داریوش یک بسته کوچیک به شقایق داد: عمه شقایق تولدت مبارک. این کادوی منه.

شقایق او را بوسید و کادو را روی میز گذاشت.

لاله اعتراض کرد: دِ، چرا گذاشتی اون‌جا؟ بازش کن ببینیم پسر دایی خوشگلمون چی برات آورده.

شقایق چسب کاغذ کادو را باز کرد و یک قاب که عکس اردلان و شقایق کنار دریا بود را در قابی که با سنگ و صدف ساخته شده بود دید.

اردلان را بغل کرد و بوسید:

- خیلی قشنگه عزیزم؛ ممنون. خودت درستش کردی؟

اردلان توضیح داد:


romangram.com | @romangram_com