#گل‌های_باغ_سردار_پارت_504

- چرا نمیاد؟ هنوز آماده نیست؟

شقایق جواب داد: داره میاد؛ اگه عکاس و فیلمبردار بذارن!

بالاخره لاله آمد و با دیدن هومن لبخندی که او سزاوارش بود را روی لب نشاند. چند دقیقه بعد، آن‌ها با فیلمبردار به سمت آتلیه رفتند و شقایق و اردشیر به منزل نرگس.

اردشیر در راه تعریف کرد که همه چیز در هتل آماده بوده و نرگس هم بالاخره کارهایش را تمام کرده و زمانی که آن‌ها به آرایشگاه آمدند، او هم به همراه پدر و مادر به هتل رفته تا به خاطر ترافیک پنجشنبه شب‌ها دیر نرسد.

نیم ساعت طول کشید تا آن‌ها به خانه نرگس رسیدند و از راننده خواستند منتظرشان بماند.

شقایق به در منزل رسید و به اردشیر گفت: کلید رو زودتر بده.

اردشیر با دست به پیشانیش کوبید: کلید که پیش من نیست.

شقایق با دهان باز به او نگاه کرد: کلید رو از نرگس نگرفتی؟


romangram.com | @romangram_com