#گلهای_باغ_سردار_پارت_499
- خوش اومدید. لطفا یکیتون نرگس جون رو آروم کنه تا سکته نکرده.
نرگس برخاست و گفت:
- تو دلت شور من رو نزنه. برو سوئیچ رو بیار تا داییات، شقایق رو برسونه آرایشگاه و خودش هم بره هتل.
اردشیر دست شقایق را گرفت و گفت:
- نه لازم نیست؛ چون من و شقایق هر دو به یه اندازه تهران رو میشناسیم، پدر به راننده مامان خبر داد تا امروز ما رو هر جا خواستیم ببره. شما فقط آدرس آرایشگاه و اسم هتل رو بگو، بقیهاش با ما.
لادن که خیالش راحت شده بود گفت: پس منم برم که کلی کار دارم؛ فعلا بای.
***
نیم ساعت بعد، شقایق جلوی آرایشگاه پیاده شد و به اردشیر گفت: کارت که تموم شد بیا دنبالم تا با هم بریم خونه نرگس تا من لباس عوض کنم.
romangram.com | @romangram_com