#گلهای_باغ_سردار_پارت_475
- من کارخونه و همه املاک پدر بزرگ رو میفروشم و سهم شما رو میدم؛ اما به یه شرط.
داریوش که نگران شده بود از جای خود برخواست.
داریوش: چه شرطی؟
شقایق محکم و جدی گفت: به این شرط که من همینجا بمونم.
مریم خانم با تعجب پرسید: یعنی چی که تو اینجا بمونی؟
همایون خان در ادامه سؤال همسرش پرسید: دخترم تو میخوای تنها اینجا بمونی؟
شقایق: بله پدر، تنها.
مریم خانم کمی جابه جا شد و گفت: نمیتونی عزیزم. اگه ازدواج میکردی اشکالی نداشت؛ اما یه دختر چهطور میتونه توی این شهر بیدر و پیکر تنها زندگی کنه؟
romangram.com | @romangram_com