#گل‌های_باغ_سردار_پارت_468

با دست گوش چپش را کشید و گفت: دیگه پنهان کاری کافیه. من هم مثل شقایق می‌خوام بدونم اصل ماجرا چیه؟

کوروش مداخله کرد و گفت: نیلو گول حرف‌های این آقا رو نخور؛ همه چیز همون بود که پدر گفت.

شقایق که دلش نمی‌خواست خانواده‌اش به شهرام توهین کنند به کوروش گفت: تو خودت رو گول می‌زنی یا واقعا از موضوع بی اطلاعی؟

کوروش که شوکه شده بود پرسید: در مورد کدام موضوع حرف می‌زنی؟

در این وقت شهرام جواب داد: حتما شما هم مثل نیلوفر خانم نمی‌دونید که هیچ پرونده‌ای، برای سرقت کیف خواهرتون باز نشده!

تمام حاضران از شنیدن این موضوع شوکه شدند به‌جز داریوش و نرگس. همایون خان عکس العمل آن‌ها را دید و متوجه این موضوع شد. به سمت نرگس رفت و گفت: تو خبر داشتی؟ از همون لحظه اول شما دونفر می‌دونستید؟

مغز کوروش مثل یک پردازشگر سریع به کار افتاد.

کوروش: فرهاد اون آدم‌ها را سراغ شقایق فرستاده؟ شاید هم شما از اون خواسته بودید این کار رو بکنه! به همین خاطر نمی‌تونستید به او نه بگید.


romangram.com | @romangram_com