#گلهای_باغ_سردار_پارت_462
یاس که همیشه عاشق تجملات بود پرسید: نگفتید؛ قرار شد جشن نامزدی رو کجا بگیرید؟
نرگس کنار او و مادر نشست و با غرور جواب داد: خوب معلومه هتل؛ یکی از بهترین هتلها برای جشن، هتل اسپیناس.
زمان به کندی میگذشت و قلب شقایق به شدت میتپید.
نگاهی به جمع انداخت. مردها دور میز شطرنج جمع شده بودند؛ لاله و هومن با آرش صحبت میکردند و رز توی بوردا، به دنبال لباس برای نیلوفر میگشت. یاس و نرگس کنار مریم خانم بحثی داغ در مورد مراسم نامزدی داشتند. لادن روی مبل بزرگ نشسته بود و رقصیدن نسترن را نگاه میکرد. اردلان و آرمان با گوشی خود مشغول بودند و پیمان، جلوی شومینه به آتش زل زده بود. هیچکس توجهی به او نداشت.
در این وقت زنگ در منزل به صدا درآمد. شقایق که نزدیک آیفون ایستاده بود بلافاصله دکمه در بازکن را زد.
همایون خان با تعجب پرسید: دخترم کی زنگ زد؟
شقایق: مهمون منه پدر.
مریم خانم با کنجکاوی پرسید: مهمون تو کیه عزیزم؟
romangram.com | @romangram_com