#گل‌های_باغ_سردار_پارت_445

لادن: مهین خانم.

شقایق: آره همون.

یک ساعت بعد دخترها رفتند تا به مزون‌ها و بوتیک‌هایی که می‌شناختند سر بزنند.

***

فصل دوازده ((دنیای بدون راز))

هیجان خبر نامزدی لاله، شقایق را به وجد آورد.

از شهرام دلخور بود؛ اما ازدواج خواهرزاده‌اش، او را خوشحال کرده بود و این باعث میشد، بخواهد یک فرصت دیگر به شهرام بدهد. شاید او اصلا اشتباه کرده بود؛ هر چند که مطمئن بود هیچ‌کس عکس مشتری‌اش را روی گوشی سیو نمی‌کند.

از طرفی آن روز دوشنبه بود و او باید قرارداد فروش کارخانه را امضا می‌کرد که دلیل محکمی برای نگرانی‌اش بود. برای جلوگیری از اشتباه باید با یک نفر مشورت می‌کرد.


romangram.com | @romangram_com