#گلهای_باغ_سردار_پارت_438
- چرا؟
لادن صادق بود: فکر کردم اینطوری زودتر راضی میشی کارخونه رو بفروشی تا من از اینجا برم.
شقایق: دیونه!... خود اون آقا برای حل این مشکل چیکار کرد؟
لادن: راستش ما عمدا این کار رو کردیم. تنها راهی که به فکرمون رسید برای تحت فشار قرار دادن مامان نرگس؛ اما بهترین بهونه شد برای اون، که امیر و خانوادهاش رو برای فریب من تهدید کنه.
و ادامه داد:
- یک پسر فقیر عاشق دختر پولدار شده. بعد هم برای باج گیری از خانوادهاش، دختر رو فریب داده. تو نبودی ببینی اون روز چهطوری مال و ثروتش رو به رخ اون بدبخت کشید.
بعد کمرش را راست کرد و گفت:
- من مطمئن بودم که مامان نرگس راضی نمیشه. بابا مشکلی نداشت؛ حتی خوشحالم بود که من عاشق شدم. اما خواهرت ...
romangram.com | @romangram_com