#گلهای_باغ_سردار_پارت_437
بعد کمی مکث کرد و گفت:
- بعد از اون اتفاق، مادرش به دیدنم اومد و از من قول گرفت، دیگه به امیر نزدیک نشم. چون نرگس جون مادرش رو تهدید کرده بود که پسرش رو به زندان میندازه.
شقایق شوکه شد: چرا؟
لادن: به خاطر فریب من.
شقایق دهانش از تعجب باز ماند: چی؟ تو؟
- گفتم که نمیشه در مورد جزییات حرف زد. در ضمن، این موضوع رو فقط تو و مامان نرگس میدونستید.
- من میدونستم؟
- آره خودم بهت گفتم.
romangram.com | @romangram_com