#گل‌های_باغ_سردار_پارت_435

شقایق: تو که هنوز هم دوستش داری. نمی‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

لادن: گفتم که، مامان نرگس ردش کرد؛ دیگه نمیشه.

- چرا؟

- چون من دارم میرم کانادا و اون به‌خاطر خانواده‌اش، مجبوره این‌جا بمونه.

شقایق به هیجان آمد و گفت:

- فقط به همین خاطر؟ خب چرا نمی‌مونی تا باهاش ازدواج کنی؟

لادن سکوت کرد. شقایق کنجکاو شد.

شقایق: چرا جواب نمیدی؟


romangram.com | @romangram_com