#گل‌های_باغ_سردار_پارت_434

امکان نداشت لادن، در مورد شهرام بهپور و امیر بیشتر توضیح دهد. یک مرتبه فکری به ذهنش رسید و گفت:

- هنوزم دوستش داری؟

لادن برای اینکه به چشمان شقایق نگاه نکند، جلوی آینه میز توالت نشست. یک رژلب که رنگ بژ داشت برداشت و به لبهایش زد؛ سپس گفت:

- هیچ‌کس عشق اولش رو از یاد نمی‌بره.

شقایق دل به دریا زد.

- هنوز هم باهاش حرف میزنی؟

لادن نگاهش کرد و گفت:

- برای تمام مراسم‌ها به هم تبریک می‌گیم؛ مثل عید، تولد.چه‌طور مگه؟


romangram.com | @romangram_com