#گل‌های_باغ_سردار_پارت_424

- کس دیگه‌ای هم از این چک‌ها خبر داره؟

دامادش با صداقت گفت:

- هیچکس. فکر می‌کنید اگه کسی از این چک‌ها خبر داشت، الان پولی توی حساب باقی مونده بود؟

شقایق از صحبت آن‌ها سر در نیاورد؛ اما پدرش توضیح داد:

- این‌طور که معلومه تو قبلا دو تا چک سفید به فریدون خان دادی. دخترم، اگه فریدون خان داماد ما نبود و اگه به‌خاطر عشق به نرگس، یا وفاداری به داریوش، اون‌ها رو در جریان این چک‌ها قرار می‌داد، تا الان حتما حساب تو خالی شده بود؛ کار اشتباهی کردی. خوبه که این مرد اینقدر امانتداره. البته ممکن بود داریوش یا نرگس هم به این چک کاری نداشتند؛ اما باز هم کارت اشتباه بوده.

شقایق فهمید که شوهر خواهرش در تمام این مدت، چک را نزد خود پنهان کرده و الا معلوم نبود چه اتفاقاتی می‌افتاد. با صداقت گفت:

- ممنونم عمو فریدون. حقا که نام خانوادگی تون برازنده شماست.

بعد او را بغل کرد و گونه‌اش را بوسید.


romangram.com | @romangram_com