#گلهای_باغ_سردار_پارت_423
فریدون خان تاکید کرد:
- هر کاری از دستم بر اومد، انجام میدم.
و رو به شقایق گفت:
- شما باید با من به بانک بیاید تا بتونیم این مبلغ رو وارد حساب ارزی کنیم؛ فقط لطفا همین الان این امضا رو نگاه کن. میتونی دقیقا مثل همین امضا برای بانک بزنی؟
شقایق نگاهی به امضای روی یک چک انداخت. چک سفید بود و مهر و امضای شقایق، روی آن خود نمایی میکرد.
فریدون خان که نگاه پرسشگر شقایق را دید گفت:
- شما دو فقره چک سفید امضا، برای کارهای پیشبینی نشده به من داده بودید. این یکی از اونهاست؛ دومی هم داخل صندوقه.
همایون خان با تعجب پرسید:
romangram.com | @romangram_com