#گل‌های_باغ_سردار_پارت_406

شهرام سری تکان داد: نه؛ اما لادن کنار کشید.

شقایق با تعجب پرسید: لادن خودش کنار کشید؟ آخه چرا؟

شهرام: بهتره یه روز از خودش بپرسی.

شقایق هم کنجکاو بود و هم شوکه شده بود؛ اما مسیر صحبت او با شهرام داشت عوض می‌شد. نگاهی به ساعتش انداخت؛ دیگر نمی‌توانست به کلاس برسد.

شهرام پرسید: دیرتون شده؟

شقایق: مهم نیست. راستش این استاد خیلی سخت گیری نمیکنه؛ اما الان دیگه حواسم سرجاش نیست.

- اگر نمی‌خواین کلاس برین بیاین یه چیزی بخوریم و بیشتر در این مورد صحبت کنیم.

شقایق که از بودن با او خسته نمیشد قبول کرد.


romangram.com | @romangram_com