#گل‌های_باغ_سردار_پارت_405

- یعنی کوروش شب تولد پدرم با فرهاد دعوا کرده؟ شما می‌دونید دلیل دعوای اون‌ها چی بوده؟

- من که اون‌جا نبودم؛ اما لادن به امیر گفته، فرهاد خواسته با شما برقصه و...

شقایق صحبت او را قطع کرد: ببخشید، الان شما گفتید لادن به دوستتون امیر گفته...؟

شهرام لبخند معنی داری زد و گفت: معذرت می‌خوام که زودتر در این مورد صحبت نکردم، آخه بحثش پیش نیومده بود. درسته، امیر و لادن با هم بودن.

گلوی شقایق خشک شده بود. باورش نمیشد لادن با دوست شهرام آشنایی داشته. کمی فکر کرد.

شقایق: پس بخاطر همین می‌گفت که قرار بوده با برادر شوهر من ازدواج کنه و...

شهرام لبخند زد و گفت: ای شیطون. هیچ‌وقت دست از شوخی برنمی داره؛ اما متاسفانه هیچ قراری در میون نیست. نرگس خانم این رابطه را بهم زد و به امیر گفت که اگه بخواد باز هم به لادن نزدیک بشه، توی دردسر بدی می افته.

شقایق با کلافگی گفت: یعنی دوست شما با این تهدید جا خالی داد؟


romangram.com | @romangram_com