#گلهای_باغ_سردار_پارت_397
- نه، دیدم دیشب جواب ندادید نگران شدم.چه خبر؟ نرگس خانم صبح به این زودی اینجا چه کار داشت؟
شقایق با تعجب پرسید: خیلی وقته اینجا منتظر هستین؟!
شهرام: نه، ولی دیدم که خواهرتون اومد. مشکلی پیش آمده؟
شقایق برخورد نرگس را فاکتور گرفت. نمیتونست به شهرام بگوید که خواهرش به او حمله کرده؛ اما بقیه اتفاقات آن شب را برای او تعریف کرد و اضافه نمود:
- باید برم شرکت و به کارهای مالی برسم؛ اما نمیدونم از کجا شروع کنم.
شهرام فکری کرد و گفت:
- کار خاصی نکنید؛ فقط به بانک برید و پول اردشیر خان رو براش حواله کنید و حساب جدید رو ببندید. دست چک حساب قدیم، حتما توی حسابداری است. فکر کنم حسابدار شرکت بتونه کمکتون کنه. فریدون خان هنوز هم رئیس حسابداریه؟
- بله؛ ایشون هنوز هم رئیس حسابداری هستن. حساب جدید چی؟ الان تمام واریزها به این حسابه.
romangram.com | @romangram_com