#گلهای_باغ_سردار_پارت_366
- هی سردار! داری بچه مردم رو قورت میدی.
شقایق دستپاچه شد؛ اما قبل از آنکه دلیلی آورد، یکی از دخترها که قد کوتاهی داشت گفت:
- بیخود به دلتون شیره نمالین، نامزد داره.
شقایق که حالا چشمهایش هم به اندازه دهانش باز شده بود پرسید: تو از کجا میدونی؟
دخترکوتاه قد جواب داد: دیروز ماشین بابام رو بردیم تعمیرگاهش.
دو دختر دیگه پرسیدند : خب؟
دختر اول ادامه داد: وقتی رسیدیم داشت میرفت؛ یک دختر بور زشتم همراهش بود .
دختر دیگری که بینیش را عمل کرده بود و به گفته دوستانش بعد از شش ماه، هنوز هم روی بینیش چسب میزد غرید:
romangram.com | @romangram_com