#گلهای_باغ_سردار_پارت_365
- آموزشگاه کامپیوتر. همون که کوچه پایینی دفتر شماست.
شهرام خواست سؤال دیگری بپرسد که شقایق گفت:
- بعد تماس میگیرم؛ فعلا خداحافظ.
و به سرعت وارد کلاس شد.
***
درس که تمام شد، لوازمش را جمع کرد و از کلاس بیرون آمد که چشمش به شهرام افتاد. دهانش از تعجب باز ماند؛ او با مدیر آموزشگاه صحبت میکرد.
شهرام از گوشه چشم نگاهی به او انداخت و بدون اینکه آشنایی دهد به توضیحات مدیر گوش کرد.
شقایق هنوز از شوک دیدن او بیرون نیامده بود که سه تا از هم کلاسی هایش غافلگیرش کردند:
romangram.com | @romangram_com