#گل‌های_باغ_سردار_پارت_355

شقایق: سلام آقای بهپور.

شهرام از جایی پر سرو صدا با فریاد جواب داد:

- سلام خانم سردار، ببخشید میشه بعد صحبت کنیم؟ الان جایی هستم که صدای شما رو نمی‌شنوم.

شقایق با شنیدن صداهای گوشخراش آن‌طرف عذر او را پذیرفت و فقط گفت:

-اشکالی نداره؛ اما چون لادن داره میاد اینجا اجازه بدید من هر وقت تونستم، خودم به شما زنگ میزنم.

شهرام که بیشتر صحبت شقایق را نشنیده بود جواب داد:

- دلیلش رو نفهمیدم؛ اما درست میگید، این‌طوری بهتره. تماس با شما.

شقایق مثل هر روز، یک لیوان شیر و یک عدد نان تست خورد و در جواب مادرش که می‌خواست بیشتر بخورد گفت:


romangram.com | @romangram_com