#گل‌های_باغ_سردار_پارت_336

- خانم سردار، حالتون خوبه؟

شقایق به اجبار جواب داد:

- ببخشید، اگه منظورتون همون حلقه‌ایه که توی عکس دیدم...

شهرام حرف او را قطع کرد:

- همون عکسی که وقتی به شما پیشنهاد ازدواج دادم، از من و حلقه گرفتید؟

شقایق:

- پس من اون عکس رو گرفتم؟ به هر حال، من قبلا هم دنبال اون حلقه گشتم و چیزی شبیه به اون پیدا نکردم. مشکل این‌جاست که من نمی‌دونم این حلقه، همون حلقه‌ایه که شما هم راجع بهش صحبت می‌کنید، یا ما در مورد دو حلقه جداگونه بحث می‌کنیم؟

شهرام می‌دانست که امکان نداشته شقایق حلقه او را از دستش خارج کند. با این‌حال به شک او احترام گذاشت.


romangram.com | @romangram_com