#گلهای_باغ_سردار_پارت_327
از آنطرف خط، صدای مردی به گوش رسید:
-سلام.
شقایق مکث کرد. این صدای هیچیک از مردان خانوادهاش نبود؛ حتی صدای فرهاد هم نبود.
چون سکوت او طولانی شد، شخص پشت خط با تردید ادامه داد: من شهرام بهپور هستم، خانم سردار.
باور اینکه شهرام با او تماس گرفته، سخت بود.
یکبار دیگر مرد جوان شروع به صحبت کرد:
- خانم سردار، گوشی هنوز دستتون هست؟
شقایق به خود آمد؛ نباید بیشتر از این او را مُعَطل میکرد:
romangram.com | @romangram_com