#گلاب_و_چای_قرمز_پارت_121
رضا که عزادارِ غیب شدن ناگهانی چانگ؛ فراست در سکوت تعجب آوری برای تنظیم گزارش جامعی از ابتدای سفرِ من و پروژه ی خرید چای قرمز تا انتهای سفرِ خودش و رایزنیهایی که به هرحال نتیجه ای در برنداشت و من هم متفکر از تمام قضایایی که در این مدت کوتاه، مثل هاله ای من رو فراگرفته و الان با تکون دستی از چُرت عمیقی پریده باشم و بدتر از همه، تموم مراکز فروشی که با ضرب الاجل فراست، برای تحویل و فروش نیمه ی دوم چای قرمز آماده شده بودند، الان فشار میاوردند که متاسفانه باید بهشون وعده ی سر خرمن میدادم!
عابد از طریق رسولی که البته اونم از زیر زبون قریب ، اطلاعاتش رو به دست میاورد و به صورت طبقه بندی شده به من میرسوند ! فهمیده بود که درست همون روزی که فراست میرسه، به چانگ گفته میشه:«که البته معلوم نیست خط ده اصلی کیه؟!» برای بررسی روند کار شرکت دوبی و سودهای حاصل از قراردادهای فروشی که برنامه ریزشون کاشف بوده، با یه هواپیمای چارتری به اونجا بره و امکان اینکه از همون طرف به چین برگرده هم خیلی زیاد خواهد بود.
از یه طرف خوشحال بودم که اتاقم از نیروهای اجنبی پاکسازی شده و از طرف دیگه بوی توطئه به مشامم میرسید.
در این چهارسالی که به طور مداوم در حیطه ی خرید و فروش فعالیت میکنم و تقریبا از کارنامه ی خیلی خوبی هم برخوردارم؛ شاید ده باری به چین سفر کردم. اونچه که شناخت شخصی خود من از مردمان چینه ، با قضایایی که در این بیست روزه شاهدش هستم، خیلی متفاوته.
« دریافت همیشگی من این بوده که چینی ها، آدم های ساده ای هستند و اکثریتشون خطی رو در زندگیشون میگیرند و همون رو خیلی صاف، تا آخرش پیش میرند. اصلا مصرف گرا نیستند و برای خودشون هم، خیلی کم خرج میکنند؛ سخت کوشند و ندیدم که نسبت به پول دلهگی نشون بدند. میشه گفت که خیلی ساده تر از سایر مردمان آسیای شرقی و کشورهایی مثل ژاپن و یا حتی کره ی جنوبیند.
در مراوده های بازرگانی ، هیچگونه دوز و کلکی ازشون ندیدم و خیلی راحت هم معامله رو پیش میبرند. البته همه جای دنیا خوب و بد داره و ممکنه با یکی دو نفرشون مواجه بشی که قدری ناتو باشند و بخواند با زیرآبی رفتن به یه جایی برسند؛ ولی غالبشون اینطور نیستند و همیشه برام به عنوان آدمهای راحتی ظاهر شدند»
کلام آخر اینکه در این سر و صداهای جدید، بیشتر بوی نامردی از خودی به مشامم میرسید تا بیگانه های اونطرف آب!
* کل پاراگرافی که گیومه خورده و به عنوان دریافتهای خشایار از ارتباطات شغلی اش با مردمان چین تدوین و نوشته شده ، طی گفتگویی با دو مدیر موفق در بازرگانی طولانی مدت با کشور چین و سایر کشورهای آسیای شرقی و افراد برجسته ی شرکتهای مرتبط چینی ، حاصل و به نظر شما عزیزان رسیده است. هیچگونه نظر شخصی دخالت داده نشده.*
تلفن اتاقم که به صدا دراومد، متفکر از جریانات پیرامونم، گوشی رو برداشتم و وقتی صدای احمدی رو اونور خط شنیدم، اونقدر ناباور بودم که انگار فراخوان کاندید بهترین کارگردانی در فیلم کَن شدم!
ـ سلام آقای پازوکی ! ساعت سه حتما شرکت باشید .جلسه ی هیئت مدیره ست و خانوم فراست تاکید کردند که احتمال حضورتون توی جلسه زیاده.
بدون رودربایستیی گفتم :
ـ شوکه ام کردی خانوم احمدی! این واقعا خودتی که داری از تلفن استفاده میکنی؟
صدای ریز خنده ای رو شنیدم و بعد خیلی جدی گفت :
romangram.com | @romangram_com