#قطب_احساس_پارت_220

- چیه دختر؟ این قدر عجیبه؟
- آره، حالا چی میخونی؟ یعنی تخصص چی میگیری؟
- خیال دارم زیبایی بخونم.
- آره رشته خوبیه.
- تو رتبهات چند شده؟
گلبرگ لبخند خجلی زد و گفت:
- مهم نیست.
- بگو، میدونم همه مثل من زرنگ نیستن.
چپ چپ نگاهش کرد که روناک گفت:
- خب حالا یه چیزی گفتم، اونجوری نگام نکن.
صدای ترلان آمد:
- گلبرگ خانم شما خوب بلدی بنده رو قال بذاری.
گلبرگ به سمتش برگشت و گفت:
- ببخشید یه کاری برام پیش اومد.
ترلان نگاه بدی به روناک انداخت و گفت:
- باهام میای یا نه؟نگاه دانلود رمان قطب احساس |

روناک سرش را پایین انداخت که گلبرگ گفت:
- آره میام
رو به روناک ادامه داد:

romangram.com | @romangram_com