#قطب_احساس_پارت_190

جواب داد: الو
- سلام ترلان
- سلام چطوری؟نگاه دانلود رمان قطب احساس |

- خوبم، زنگ زدم بپرسم فرحزاد چیزی نگفت نیومدم؟
- نه؛ ولی اخمهاش تو هم رفت، چرا نیومدی؟
- بنیامین پیشم بود نشد.
- آها، باشه.
- راستی
- چی؟
- من عروسی نمیام
- چرا؟
- بنیامین نمیذاره چون مختلطه
- اما من یکی رو پیدا میکنم و میرم.
- باشه، فعلا کار نداری؟
- نه، برو خدانگهدار.
- خداحافظ.
تماس را قطع کرد و نگاهی به کوروش انداخت.
انگار ذهنش جرقه زد، خوب میشد اگر کوروش همراهش به جشن میآمد.
کوروش نگاه خیرهاش را که دید پرسید:

romangram.com | @romangram_com