#غرور_و_عشق_و_غیرت_پارت_271

به سمتم برگشت ، زیر بالشت کوچیکش
از جام بلند شدم ، به اتاق خودم رفتم ، درو از پشت سرم بستم . روی تخت نشستم
، دستم و زیر بالشتم بردم ، کشیدمش بیرون ، عکسی داخل قایق ، من بالباس
عروس از پشت به دامادم تکیه دادم ، هردو چشامون بسته و غرق لذتیم ، دستای
آرتام دور شکمم حلقه شده بود و درخشش حلقش توی چشم بود .
نیم ساعتی میشه بچه ها رفتن ، فقط باید این تران فوضول میومد تا این عکس و
پیدا کنه.
چرا آرتام ؟ اینم بعدا میگی ؟

جلو آینه ایستادم ساعت 4و نیم بود ، تازه از حموم اومده بودم ، موهام لخت کردم و
جلوش و تیکه تیکه و کج ریختم ، آرایش ملایمی کردم و پالتو چرم قهوه ایم و با شال
گردن قهوه ای مشکی و شلوار کتون تنگ کرم ، چکمه های بلند تا زیر زانو مشکی با
پاشنه 1سانت پوشیدم .
شال کرم قهوه ای هم سرم کردم ، کیف ست هم برداشتم، منتظر اومدنش بودم، 4
دقیقه دیگه میومد . چراغ ها رو خاموش کردم در وقفل کردم و از خونه خارج شدم.
تو پارکینگ ایستاده بودم که به گوشیم تک زد . به ماشین خوشگلش تیکه زده بود و
به من خیره شده بود ، به لباساش نگاه کردم ، کت تک خاکستری ، شلوار کتون
خاکستری ، کفشای مشکی کروات نقره ای . تو دلم بوسی واسش فرستادم و سرم و
بالا گرفتم و با غرور به سمت ماشین حرکت کردم در و واسم باز کرد و مثل یک جنت
المن ازم خواست سوار شم لبخندی زدم و نشستم ، با سرعت تو خیابونا میروند:
نتونستم با این گریه نبودن هات و بشمارم تو که هستی به دست کی همه دنیام و
بسپرم درست از لحظه رفتن دلم میخواست که برگردی دلم پیش تو بود هرجا که
تنهایی سفر کردی
دستم و گرفت و رو دنده گذاشت ، دست خودشم رو دستم واسه حبس ابد خوردن
تو زندون تو آمادم اسیرم کن ، تو میتونی اسیرت باشم و آزادم
با اینجای آهنگ همخونی کرد و نگاه گذرایی بهم انداخت عذاب گریه رو بی تو گلم
هر لحظه میبینم به دنیای بدون تو به این زندگی بدبینم شده دنیام پر از پوچی شده
هم مرز تنپوشم دلم میخواست تو هم باشی تو این دل تنگی هم پوشم
با لذت به آهنگی گوش میدادم که یک جور اعتراف بود اعتراف با واسطه ، دلم

romangram.com | @romangram_com