#قربانی_یک_بازی_احمقانه_پارت_241
سهیل دنده را عوض کردوگفت: حالا واقعاً آمار دوست دختراشو داشتی ؟
ستاره خندید وگفت: نه بابا. فقط بهش شک داشتم بهش یه دستی زدم که گرفت.دیدی رنگ و روش شده بود عینهو گچ دیوار
- خب حقم داشت بدبخت. خیلی طبیعی بازی می کردی من که باورم شده بود
- ما اینیم دیگه از هر انگشتمون یه هنر می ریزه
- بر منکرش لعنت
- اگه حرفامو هم باور نکرده باشه برای احتیاطم که شده بعید می دونم دیگه برامون دردسر درست کنه آخه اون به پرستیژش تو فامیل خیلی اهمیت میده
- چقدرم که آدم با پرستیژیه!
سهیل مدتی به فکر فرو فت و ناگهان بی مقدمه گفت: ستاره من یه تصمیمی گرفتم
- چه تصمیمی ؟
- اگه قول بدی دوباره نه و نو تو کار نیاری بهت میگم
- نمیارم بگو
romangram.com | @romangram_com