#قربانی_یک_بازی_احمقانه_پارت_227


سهیل با سرخوشی گفت: سلام به روی ماهت اومدم دنبال عشقم اشکالی داره؟!

ستاره که مشکوک شده بود با لبخندگفت: نه چه اشکالی داره خیلی هم خوبه

سهیل تکیه اش را از ماشین برداشت و در سمت شاگرد را برای او باز کرد سپس در حالی که به سمت در سمت راننده می رفت گفت: پس سوار شو بریم

ستاره همانطورکه به رفتار او که همراه با ذوق زدگی بود نگاه می کردگفت: این از کجا اومده؟

سهیل با شیطنت گفت: از کارخونه سایپا

ستاره با اخم ظریفی گفت: اِ لوس ! منظورم اینه که مال کیه؟

سهیل با لبخندی پیروزمندانه گفت: مال خودمه خریدمش

ستاره با تعجب گفت: چطوری ؟ پس موتورت چی شد؟

- موتور رو فروختم پولشو دادم واسه پیش قسط این

- توکه موتورتو خیلی دوست داشتی!

سهیل چشمکی زدوگفت: اشتباه نکن عزیزم من فقط تو رو خیلی دوست دارم


romangram.com | @romangram_com