#قربانی_یک_بازی_احمقانه_پارت_225


سهیل که غافلگیر شده بود متقابلاً به او نگاه کردوگفت: خواهش میکنم دیگه این حرفو نزن این تویی که باید منو ببخشی منم در موردت زود قضاوت کردم

ستاره خندیدوگفت: پس بیا همینجا یه قولی به هم بدیم

سهیل با لحن بامزه ای گفت: همینجا؟!

ستاره با گیجی گفت: آره دیگه پس کجا؟!

سهیل با شیطنت گفت: مثلاً لب آب روونی ، چشمه ای ، جنگلی. اصولاً اینکارا رو اینجور جاها میکنن

ستاره با دلخوری گفت: خیلی لوسی سهیل! دارم جدی میگم

سهیل گاز بزرگی از ساندویج زد وگفت: بفرمائید بنده سراپا گوشم

ستاره با حرص گفت: فعلاً که جنابعالی سراپا دهنید

سهیل ساندویچ را روی میز گذاشت وگفت: ایندفعه جدی ام بگو

ستاره با هیجان گفت: اینکه قول بدیم هیچ وقت بهم دروغ نگیم

سهیل اضافه کرد: و هیچیو از هم پنهون نکنیم


romangram.com | @romangram_com