#قشاع_پارت_90
امیرعباس-خیله خب حالا یه سوال پرسیدما!
پرستار-یا زودتر میرید یا به نگهبانی اطلاع میدم!
امیرعباس-خانم چرا چونه می زنی؟گفتم خیله خب..حالش بد نبود انتقالی می گرفتم یه بیمارستان خصوصی می بردم..
پرستار-الأن هم می تونی،اصلا اینجا بخش زنانِ شما دو تا مردا اینجا چیکار می کنین؟بیرون..برید بیرون..آقای کمالی..؟ «عرشیا و بابا اومدن داخل و پرستار بهشون نگاه کرد و گفت» آقای محترم کجا؟؟!!!!کی شما رو راه میده داخل؟!!آقای کمالی؟
عرشیا-آبجیمون زایمان کرده پس کجا بریم باید بیایم ببینیمش دیگه!
پرستار-فردا ساعت سه روز ملاقاتِ،الأن چهار صبحِ آقا..اینجا بخش زنانِ مرد نباید باشه...
بابا-ما که تو اتاق زن های دیگه نیستیم تو اتاق مریض خودمونیم!
پرستار-همین خانم کافیه بمونه «به مامان اشاره کرد»
زن عمو پروانه-مادرش بچه ی کوچیک داره نمی تونه بمونه!
پرستار-خانم چرا چونه می زنی؟اصلا مراقب نمی خواد!!
امیرعباس-نه اینکه خیلی رسیدگی می کنید!دو ساعت قبل زایمان درد داشت،دو ساعت هم بعد زایمان...
romangram.com | @romangram_com