#قشاع_پارت_467

عاقد- برای چی انقدر حرف می زنید، آقا داماد؟ دارم این عرایض رو برای شما می گما نه فقط برای عروس خانم.
امیر عباس- حاجی من و عروس خانم نداره که، یکیمون هم گوش بده کافیه.
عمو رسول- امیر عباس! حاج عاقا ببخشید بفرمایید.
عاقد سری تکون داد و گفت: بعد چهار سال صیغه و یه بچه گوش نمی دید. انکامو سنتی..
عرشیا- من عاشق اینجاشم، من می گم عروس رفته کجا ها.
هدی- دهن لقی نکنی ها.
عرشیا- هیس بذار ببینم حاج آقا چی می گه.
هدی- من به هونیا قول دادم که خودش بگه، عرشیا با تو ام..
عاقد- عروس خانم وکیلم؟
عرشیا- عروس رفته آزمایشگاه جوابشو بگیره.
امیر عباس برگشت و به عرشیا نگاه کرد. شاکی به عرشیا نگاه کردم و دیدم از ته دل یه لبخند با شیطنت رو لبشه.

romangram.com | @romangram_com