#قشاع_پارت_458
-" انقدر گفتی گفتی گذاشت رفت.. می خواست بمونه احمق. می خواست بمونه.."
---
- "سورن بدو برو حموم تا من بیام."
سورن- "ماشین هامو بیارم؟"
لباسای سورن و درآوردم و گفتم:
-" نمی ری تو وان تا من بیام."
سورن-" اردکمو نمی یاری؟"
- "سورن می خوای یه حموم کنی ها! کل اسباب بازی هاتو داری می یاری تو حموم."
رفتم غذا رو هم زدم و سورن اومد، گفتم:
-" برای چی ل*خ*ت اومدی بیرون. برو تو حموم سرما می خوری بدو."
سورن-" مامان، بابا نمی یاد؟"
romangram.com | @romangram_com