#قشاع_پارت_435
یکه خورده نگاهش کردم، تنم یخ کرد و گفت:" شاهرخ کیه؟"
وارفته گفتم:" امیر عباس! معلومه چته؟ تو امیر عباسی که من می شناختم نیستی، کی انقدر پُرت کرده؟ کی انقدر تو رو ازم بیزار کرده؟ امیر.. منم هونیا."
امیر عباس- " قربون صدقه ات نمی رم؟ به پات نمی افتم؟ با نگام نمی پرستمت.. شک کردی تو گذاشتی رفتی با هزار تا انگشت اتهام به سمت من، فقط یه ماه ازت خواستم به بمونی.. یه ماه. بعد رفتی. انقدر برات ارزشی نداشتم؟"
-" هاله گفت: قرار نیست طلاقش بدی. اومده که زندگی کنید."
با حرص گفت:" هاله غلط کرد. منو قبول داری یا هاله رو؟ توی نمی خواستی قبولم کنی. خسته بودی. سالت سر رسیده بود. آخه تو باید سر هر یه سال شوهر عوض کنی.." با گریه با مشت بی جونم با حرص زدم به شونه اش و گفتم:" تو حق نداری اینطوری باهام حرف بزنی! خیلی بی شعوری امیر عباس. من باهات نمی یام نگه دار."
امیر عباس عصبی سری تکون داد و گفت:" شروع شد." با حال عجیبی با درد ادامه داد:" استرس هام شروع شد. باز "هونیا رفتن" رو نیومده شروع کرد. دوبار داره زندگی لعنتی تکرار می شه."
با گریه و ضجه گفتم:" رفتی هزار ساله رو از زیر خاک در آوردی می گی شاهرخ کیه؟! کیه؟ خواستگاری که قرار بود یه هفته قبل اینکه امیرحسام زندگیمو بهم بزنه باهاش نامزد کنم. فقط هم خونواده ام خبر داشتن.. با هزار آرزو و هزار امید انتخاب کردم، می فهمی؟ ولی وقتی زندگیمو جلوی چشمام آتیش زدن تموم عواطفم توی اون آتیش سوخت. حتی تموم مهربونی های امیر حسین عواطف سوخته ام زنده نشد.. منه خاک بر سر به تو وابسته شدمو به تو انس گرفتم. عاشق تو شدم و اینا رو ندیدی. من بهت دروغ نگفتم تو گفتی، آتوی دیگه ای نداری؟ کی اینا رو بهت گفت؟"
امیر عباس اخمی از ناراحتی کرد و گفت:" خیله خب گریه نکن بچه می ترسه."
تا خونه دیگه حرفی نزدیم. رسیدیم به یکی از کوچه های خیابون قلهک. یه خونه بود که زیاد هم نوساز نبود. امیر عباس در رو باز کرد. روبرو در ورودی دو تا پله بود یکی منتهی به سمت پایین و یه در سفید، یکی منتهی می شد به سمت بالا و یه در قهوه ای.
بوت های ساق بلند مشکی هاله جلوی در افتاده بود. در طبقه ی بالا به ضرب باز شد. انقدر به ضرب که سورن تو ب*غ*ل امیر عباس از ترس پرید و منم ناخودآگاه آستین قسمت بازوی پالتوی کوتاه امیر عباسو گرفتم. هر سه به طرف هاله که دو سه تا پله تا پایین اومده بود نگاه کردیم. عصبی گفت:
-" آوردیش؟ آوردیش تو خونه ی من؟"
romangram.com | @romangram_com