#قشاع_پارت_386

-فرار کردی؟!
ییهع بمیری ایشالله عین جن می مونه مگه الأن تو هال نبود؟!تا خواستم شالمو که تا وارد اتاق شده بودم از سرم برداشته بودم رو بردارم تا دوباره سرم کنم سریع شالمو برداشت و گفتم:
-بده دارا
دارا-حیفِ موهاتُ زیر این شال کذائی کنی
-لا اله الا الله ، دارا بده
دارا-عادت ندارم با حجاب ببینمت،برام اینطوری غریبه ای «یکم نگم کرد و گفت» حتی الأن که موهاتُ بستی!
-ساکت شو به خاطر خدا...
از توی کمد یه شال دیگه سرم کردم و دارا گفت:
دارا-منظورت چیه از اینکار؟چون الأن صرفا یه بیوه ای،می خوای از چشمهای نامحروم در امان باشی؟!
-دقیقا منظورم همینه
دارا-برای همین هم تازگی ها چادری شدی؟یا برای اینکه مشکلی توی مترو برات پیش نیاد مثلا منکرات دم در مترو نگیرتت،یا مأمورای مترو تو رو یه زن نجیب و با وقار و خانم بشناسند و از سر خوبیت گاهی اثاثاتُ ازت نگیرند...؟!

romangram.com | @romangram_com