#قشاع_پارت_381

دارا-الله اکب،پس اسلام توی این خونه هم ظهور کرده
با زن عمو هم روب*و*سی کردم و اونم گفت:
زن عمو-وااا ! ! ! چرا شال سرت کردی؟!
عمو-بذارید راحت باشه،سورن کجاست عموجان؟
دارا-پیش عمو جونش
-دارا من همیشه نسبت به تو یه سوال بزرگ توی سرمه!
دارا-جان،بپرس؟
-که این همه اطلاعات چطوری به تو می رسه؟
دارا-کلاغا دیگه!
-کلاغ یا شاخَکات؟!
دارا-اونم کارسازه «روی مبل نشستم و دارا سر تا پام رو نگاه کرد و گفت» اجالتا که بعد از آب کردن گوشت و پوستت کار به استخوونات نمی رسه که محو بشی؟نه؟ «به عمو نگاه کردم و جواب دارا رو ندادم که باز گفت» کارت سخته نه؟

romangram.com | @romangram_com