#قشاع_پارت_353
-چون پول هتل ندم!
-من گوشام درازه؟!آره یا دارم جای حرف زدن عَرعَر برات می کنم که خیال کردی من خرم؟!
از جا بلند شدم و به طرف اتاق رفتم...چرا فقط من بسوزم؟!اون زنِ هم باید بدونه که من وجود دارم،من هستم،باید بدونه که امیرعباس داره به خاطر من طلاقش می ده اصلا اگر طلاقی باشه!من که توی این دو ماه دادگاه رفتنی ندیدم...در اتاقُ قفل کردم و شروع کردم تو کمد و لباسای امیرعباس دنبال موبایلش گشتن...من به زنه می گم که آقا بهش خ*ی*ا*ن*ت کرده،همونطور که اون به من با دروغش خ*ی*ا*ن*ت کرد...موبایلش رو از تو کیفش پیدا کردم روشن بود ولی روی حالت بی صدا بود،بیست و دو تا تماس بی پاسخ داشت!توی تماس ها دنبال اسم هاله گشتم،بله پیداش کردم.اصلا به ساعت نگاه نکردم که چند صبحِ شماره رو گرفتم بعد نزدیک هشت تا بوق جواب داد،با صدای خواب آلود و کمی لهجه گفت:
-الو؟امیر؟!
-من امیرعباس نیستم،من هونیام،زن صیغه ای امیرعباس!
-چی؟!؟!
-گفتم که،زن صیغه ای امیرعباس،می خوای بدونی شوهرت توی این یه سال کجا بوده؟پیش کی بوده؟پیش من،با من بوده
-تو کی هستی؟!!!من زن امیرعباسم
-آره عزیزم تو زن عقدیشی و من زن صیغه ایشم،ایشالله که یادت نرفته توی ایران مردا یه سری زن عقدی دارن و یه سری صیغه ای..البته به خاطر اینکه تو در عقدش بودی ترسیده منو صیغه نگه داشته تا تو رو طلاق بده بعد عقدم کنه!
-چی؟!؟!!تو...چطور تونستی با یه مردِ زن دار رابطه داشته باشی؟!
-چون شوهرت خودشو یه مجرد معرفی کرد تازه فقط در حد یه رابطه نیست اینجا پای یه بچه هم در میونه!
romangram.com | @romangram_com