#قشاع_پارت_351
-پس حرفات دروغ بود؟اون همه ادعای عاشقیت اون همه بی تابی و بی قراری ها؟هونیا من نمی تونم فراموش کنم تو اینقدر راحت همه چیزُ فراموش کردی؟!
-برو عقب سعی نکن به من نزدیک بشی دوران خریتم تموم شده
-هونیا من دارم با تو صحبت می کنم چرا گارد می گیری؟!
-من در برابر دشمنم گارد می گیرم در برابر هر چی که ازارم بده
چمباتمه زد زیر پام و گفت:
-من دشمنتم؟!
-تو قاتل منی،قاتل قلب منی!
-گه خوردم خوبه؟چی بگم؟چی راضیت می کنه؟داری متلاشیم می کنی
-فایده نداره،مگه امیرحسام مرد همه می گفتن مهران قاتلِ از گه بدتر رو نخورد؟!حسام زنده شد که قلب من با گه خوردن و غلط کردن تو زنده بشه؟!
لبشو زیر دندون کشید و نگاهم کرد و گفت:
-نمی بینی دارم برات می میرم؟!نمی بینی حال و روزمو؟تو انصاف نداری؟آدم نیستی؟رحم نداری؟عاشقم نیستی؟
romangram.com | @romangram_com