#قشاع_پارت_335
-اون عوضی ای که بهت خط و نشون داده کور خونده
-تو کور خوندی،خیال کردی با وعده و عیده ات می تونی خرم کنی «سورن همچنان جیغ می زد خم شد بچه رو ازم بگیره که جیغ زدم» دست به بچه ی من نزن
عصبانی داد زد:
-سر من جیغ نزن یکی می زنم..یکی از من بخوری صد تا از در و دیوار روی سگ من داره بالا می یاد!
-بالا بیاد ببینم چیکار می خوای بکنی
-بچه رو بذار رو صندلیش بیا جلو حالیت کنم
-درُ باز کن می خوام برم
-کجا اونوقت؟!
-همون جائی که ازش اومدم
پوزخندی زد و تو جاش برگشت که با حرص جیغ زدم:
-امیرعباس!
romangram.com | @romangram_com