#قشاع_پارت_322
امیرعباس-بشین،غذاتُ می خوری بعد بلند می شی!
-نمی تونم بخورم
امیرعباس چرا؟
-میل ندارم
خواستم مچمو از دستش بکشم بیرون ولی زورم نرسید
امیرعباس-میل ندارم یعنی چی؟مشکل چیه؟
مامان-امیرعباس جان! «مامان با مهربونی و روحیه ی میانجیگری همیشه ایش گفت» باشه مامان هر وقت میلت کشید بیا غذا بخور..
امیرعباس-می شینی سر سفره با بقیه غذا می خوری!
با حرص گفتم:
-امیرعباس من سورن نیستم که بهم می گی چیکار کنم گفتم که نِ.می.تو.نَم.بِ.خُو.رَم !!
امیرعباس-چرا نمی تونی غذا بخوری؟مگه می شه آدم بدون غذا زنده باشه؟هیچ وعده ای غذائی نخوره بازم میل نداشته باشه؟!
romangram.com | @romangram_com