#قشاع_پارت_302
-هیچی،سلام خوبی؟
مامان-شما بچه ها مگه می ذارید حال من خوب باشه آدم مار بشه مادر نشه!
امیرعباس-سلام!
مامان-علیک سلام،بیایید تو
وارد خونه شدیم دیدم همه هستن،هدی و عرشیا،مهران و لعیا..امیرعباس و مهران یه لحظه با دیدن هم عین دو تا خرس لاری شدن با نگاهشون با هم دوئل می کردن..بابا اومد جلو با امیرعباس دست داد و امیرعباس گفت:
امیرعباس-فکر کردم فقط ما دعوتیم!
مهران-شما دعوت نبودید،هونیا دعوت بود!
لعیا-مهران تروخدا شروع نکن
امیرعباس-لا اله الا ا...
بابا-شما بچه های منید همه اتونم خونه ام با شوهرا و زن هاتون دعوتید
هدی در حالی که از جلوی مهران رد می د گفت:
romangram.com | @romangram_com