#قشاع_پارت_294
امیرعباس-عمو این دختر جونِ منِ ازم نگیرش
خدا بگم چیکارت بکنه امیرعباس دلمو می کنی می ذاری کف دستم بعد عاشقی سر می دی؟خدا ازت نگذره مرد که منو رسوای عالم می کنی...
-باباجون...
مهران-خر شدی؟خامت کرد؟هونیا چرا اینقدر احمقی..حداقل بیا خونه هر وقت طلاق داد برو..آخه خواهر من چرا اینقدر تو ذلیل این..نامردِ روزگاری؟!
بابا نگاهم کرد و گفت:
بابا-می تونی تحمل کنی؟
با بغض گفتم:
-نه
بابا-می خوای خودتُ جون به سر کنی؟!
سرمو تکون دادم و گفتم:
-نم..نمی تو.نم جدا..بشم...
romangram.com | @romangram_com