#قشاع_پارت_291
مهران-بشین ببینیم بابا
افسر-می فرستمتون بازداشتگاه آ خنک بخوریدا..خانم این آقا چه نسبتی باهاتون دارند؟
مهران-مأمور عذابشِ
افسر-تو انگار می خوای بری بازداشتگاه آره؟!سرباز نصیری؟
بابا-مهران ساکت شو دیگه!
-شوهرمه منتها موقت!
مهران-شوهرت نیست احمق برادر شوهرِ مرحومته!
امیرعباس-چرا حرف مفت می زنی؟خرت از پل گذشته داری تفرقه می ندازی؟!هنوز لعیا خواهر منه ها،فکر نکن لعیا رو گرفتی تموم شده
مهران-چیکار می خوای بکنی؟طلاقمونو بگیری؟برو ببینم چیکار می خوای بکنی!
بابا-مــهران!!
افسر-نصیری این آقا رو ببر بازداشتگاه
romangram.com | @romangram_com