#قشاع_پارت_282

مهران-دوره ی ه*و*ست سر اومد دیگه داداشش هست تو نمی تونی هر غلطی می خوای بکنی من نمی ذارم
امیرعباس-خفه شو خفه شو مهران تنشو نلرزون و خفه شو نامرد بچه ام داره از ترس سکته می کنه
با بغض و گریه گفتم:
-امیرعباس چی شده؟!
امیرعباس-عرشیا؟
عرشیا- بیا بریم..بیا بریم من می گم بهت هونیا
-تو نمی گی تو پشت اونی،مهران چی شده؟!
امیرعباس با عصبی با صدی آروم گفت:
امیرعباس-هونیا منو اینقدر راحت نفروش
-چی کار کردی که نعره می زنی؟!چیکار کردی؟!
مهران-بگو..بگو زن داری،بگو بازیش دادی،بگو ه*و*ست بوده برای همین عقدش نکردی

romangram.com | @romangram_com