#قشاع_پارت_280
مهران-نه اتفاقا کارم با تو تموم نشه
-یا علی..یا علی..مهران..!
مهران-تو بشین اینجا،جایی نمی ری تا من بگم
امیرعباس جست زد یقه ی مهرانُ گرفت و عصبی گفت:
امیرعباس-بهت گفتم با زن و بچه ی من کاری نداشته باش!
مهران-زن و بچه ی تو؟!تو!؟تف تو روت امیرعباس حیف این اسم که روی توی بی غیرتِ که من بی غیرت ت از توأم اگر بذارم خواهرم تو خونه ی تو بمونه!!
-چــرا؟!؟!!
امیرعباس عصبی بهم نگاه کرد و گفت:
-برو تو ماشین
مهران-تکون نمی خوری هونیا!
امیرعباس بلندتر داد زد:
romangram.com | @romangram_com