#قشاع_پارت_273
-حامله است؟!!!چــی؟!لعیا حامله ست؟!!؟!
مامان چنان چشم غرّه بهم رفت که از صد تا تو دهنی بدتر بود،دهنم باز مونده بود پلک هم نمی زدم هدی اومد طرفم و آرنجمو گرفت کشید و گفت:
هدی-خاک بر سرت جلوی دهنتو نمی تونی بگیری؟!
-از کی حامله است؟!؟!
هدی-از من،از مهران دیگه
-یــیـــه خاک بر سر من کنند...
هدی-ساکت شو حالا...
ملیحه خانم-حلالت نمی کنم مهران،مهران حلالت نمی کنم که تو از امروز یکی دیگه از بچه هامو کشتی
لعیا-مـامــان!
ملیح مامان جیغ زد:
ملیحه خانم-تو رو هم حلال نمی کنم که با آبروی ما بازی کردی
romangram.com | @romangram_com