#قشاع_پارت_251
-اگر سر لج بیفتی،سر تلافی..مهران منو که از امیرعباس جدا نمی کنی؟!
مهران وارفته گفت:
مهران-مگه من شِمرَم؟!هونیا من داداشتما!!
-باشه پس به امیرعباس نگی من می دونم که میونه امون دوباره بهم می خوره و خیال می کنه عشقشو معامله کردم..
مهران سری تکون داد و گفت:
مهران-اگر خواست ببرتت عقدت کنه چی می گی؟!
نفسی غمگین کشیدم و گفتم:
-هشت ماهه نگفته بازم نمی گه،این سوال داره روان منو خراب می کنه که چرا نمی خواد من زن عقدیش بشم!
مهران-وقتی همه چیز درست بشه خودم مسئله اتونو حل می کنم..
-نمی خواد تو مسئله ی خودتُ حل کن
تا صدای زنگ اومد سورن گفت:
romangram.com | @romangram_com