#قشاع_پارت_178

-آخ ببخشید،سلام خوبی؟
امیرعباس بلند خندید و گفت:
امیرعباس-از احوال پرسی های خانوم خوشگلم بــله «قند تو دلم آب شد و گفت» سورن خوبه؟
-آره هنوز خوابیده،امیرعباس کی میای؟
امیرعباس-هنوز ده و نیم صبحِ که!
-خب من...«آروم گفتم»هم دلم تنگ شده...هم از تنهائی بیزارم..
امیرعباس-قربون دلت برم،باشه زود میام..
با خوشحالی گفتم:
-آخ جون پس می شه شکلات سفید هم برام بخری؟!
امیرعباس-چشم دختر مَنگولم،مراقب خودت و اون گل پسر باش..
.....................

romangram.com | @romangram_com