#غم_نبودنت_پارت_333


فراز_به چه جرمی؟مزاحمت؟

امیر علی_ازش شکایت کردم..ولی فعلا بخاطر حکم جلبش بازداشته..چک بیمحل.

فراز_مگه چک داشتی ازش؟

امیر علی_بابا داشت.

فراز_چه زود اقدام کرد؟

امیر علی_وکیل بابا اشنا زیاد داره..الانم دنبال کارای ممنون الخروج کردنشه..نمیذارم اب خوش از گلوش پایین بره.

فراز_بلایی که سر غزل اورد..

سرش و تکون داد و گفت_اروم نمیگیم.

امیر علی_منم اروم نیستم..حتی با اینکه زیر مشت و لگدام مانا رو ندید گرفتم..حتی با اینکه انداختمش که اب خنک بخوره..بازم اروم نیستم..

نفس عمیقی کشید و گفت_میخوام برم دنبال این پسره شهرامه..

حس میکنم تا با دستام گرنش و نشکونم تا صدای خر خر کردنشو واسه نفس نکشیدن نشنوم اروم نمیگیرم..واسه اون دختره معتاد مفنگی هم دارم..فراز من واقعا متاسفم.خودت میدونی غزل همه زندگیمه..من حاضرم واسه سلامتیش از داشتنش واسه خودم بگذرم..

با گفتن این حرف از زبون خودش عصبی شد.فکر نداشتن غزل روانیش میکرد..بلند شد.داشت میرفت سمت درکه فراز صداش کرد_امیر..؟

برگشت.

دست دراز شده فراز به سمتش یعنی دستت و بذار تو دستم رفیق تا باهم بشکنیم گردنیو که واسه غزل خم نشده..یعنی اینکه کسی به غزل بگه بالا چشمت ابروست انگار پا رو نفسم گذاشته..

لبخند کمرنگی نشست رو لب امیر و دست بزرگ و مردونش چفت دستای مردی شد که میدونست زنش یه روزی به همین مرد یه علاقه کمرنگی داشت..





فراز_مطمئنی ادرس و درست اومدیم؟

امیر یه بار دیگه پلاک و نگاه کرد و گفت_اره..خودشه.

فراز زنگ همایشونو زد و یه دختر جوون جواب داد و گفت_بله؟

فراز_ببخشید خانم..این همسایه روبروتون اقا شهرام نیستن؟

_نه دو سه روزیه ازشون خبری نیست.اتفاقا امروز پلیس هم اومده بود دنبالش..اوا ببخشید شما اصلا کی هستین؟

فراز نگاه نا امیدشو دوخت به امیر و گفت_ممنون خانم.

. از در فاصله گرفت.امیر عصبانی بود.

امیر علی_یعنی کجاست؟

فراز_نمیدونم..ادرسی شماره تلفنی؟

امیر علی_همین یه شمارست که خاموشه.

فراز نفسشو فوت کرد و گفت_خیله خب..پاشو بریم..اینجا کاری از دستمون بر نمیاد.

romangram.com | @romangram_com