#غم_نبودنت_پارت_323
امیر علی_الان چی میخوای؟پول یا مواد؟
نوشین زل زد تو چشمای جدی امیر و با التماس گفت_پول دارم..بخدا پول دارم..
امیر علی_چی میکشی؟
نوشین_هروئین..تروخدا واسم جورش کن.
امیر علی_ببین..اگه قول بدی واسم از شهرام بگی هم موادت و جور میکنم و هم پول یه هفته جنست و بهت میدم.خودمم الان میبرمت و واست مواد جور میکنم.
میدونست نوشین بر خلاف قیافه و ناز و ادایی که داشت اهل عاشقی نبود.فهمیده بود یه نفر هست که داره با زندگیش بازی میکنه..حالا یا شهرام یا..؟
نوشین با بدبختی و زاری نشست رو زمین و توجهی به خاکی شدن لباساش نکرد و گفت_هر چی میکشم از گور این شهرام اشغاله.حالم ازش بهم میخوره.یه نامرد عوضی که زندگیمو داغون کرد.دوستش داشتم.میمردم براش.فکر میکردم اونم همونقدر عاشقمه.مثل من دیوونه است.میمردم واسش و اونم نشون میداد که دوستم داره.هرچی میگفت بی برو برگرد میگفتم چشم..نفسم به نفسش بند بود.
توی یه دور همی تو پارک با چند تا دیگه از دوستامون اونجا با هم اشنا شدیم.جذاب بود و بلد بود چطور زبون بریزه.دلم با دیدنش به تالاپ تولوپ میفتاد.
انقد بهم نزدیک شد که دیگه چیزی نداشتم که واسش جذاب باشه.که برای اون منو بخواد.هیچی..وقتی کیفاشو کرد و حالش و برد مثل یه دستمال کثیف و اشغال منو انداخت دور.اون عوضی منو به خودش و این مواد کوفتی عادت داد و رفت.وابستم کرد و رفت.
شب و روز میمردم تو درد بی موادی.مواد که میکشیدم تازه جای خالیشو حس میکردم و میفهمیدم چقد تنهام..
بعد از چند ماه دوباره سر و کلش پیدا شد.منم دیوونه بودم که دوباره با دیدنش با ذوق و شوق قبولش کردم.
و محکم کوبید تو سر خودش و گفت خاک بر سرم.
نوشین_گفت یه کاری پیدا کرده باید کمکش کنم گفت اگه این کارو انجام بدیم یه پول قلبمه میاد تو دست و بالش و میتونیم بعدش از اینجا بریم و با هم دیگه راحت زندگی کنیم.فقط باید کمکش میکردم.
باید اویزونت میشدم و تو رو عاشق خودم میکردم.
سرشو تکون داد و زیر لبی گفت_تو هم که وا نمیدادی..
امیر علی_چی میگی؟
نوشین_گفت بایدهر روز هرروز بهت زنگ بزنم و فکرت و مشغول کنم تو دانشگاه دور و برت بگردم و بهم وابسته بشی.تو استادم بودی و منه خر حتی ازش نپرسیدم چرا تو؟
قرار بود خودشم گیر بده به زنت.بهش زنگ میزد.باید شک مینداخت تو جون تو و زنت..باید از هم جداتون میکردیم.باید زندگیتونو جهنم میکردیم.ولی زنت خامش نشد..میدونی شهرام زبونش خیلی چرب و نرمه بلده چطور یه دختر و خام کنه ولی زنت گول حرفاشو نخورد.دختر خوبیه..من واقعا
نوشین خم شد رو دستاشو از درد بهم پیچید و ناله کرد_ای خدا..تنم..چرا نمیفهمی دارم میمیرم
امیر علی یادش به دعوایی افتاد که سر همین مزاحمه با غزل راه انداخت.چقد ترسوندش.یاد دعوایی که با همین شهرامی که میگفت درست کرد..غزلش مثل گنجیشک میلرزید و میگفت بخدا من داشتمک میرفتم..الان غزلش کجا بود..تو کما؟غزلش پاک بود و امیر اون روزا به هر دیواری چنگ میزد تا غزل و متهم کنه چون عقلش میگفت اون گ*ن*ا*هکاره.
امیر علی_شهرام واسه کی کار میکرد؟اصلا واسه چی باید این کارو میکرد؟قرار بود از کی پول بگیره؟
نوشین_نمیدونم..نمیدونم وقتی نه از زنت نتیجه ای گرفتیم نه از تو وقتی وسوسه های تلفنیمون جواب نداد وقتی حتی دیدن شهرام هم رو زنت جواب نداد و جذابیتش نتونست کاری بکنه وقتی تو توی دانشگاه هم نگاهم نمیکردی برنامه عوض شدقرار شد من بیام خونت و به زنت خبر بدن که بیاد و منو ببینه.شهرام بهم کلید داده بود و گفته بود کی و چه ساعتی برم و فقط باید بشینم تو سالن باید فقط زنت منو اونجا ببینه.
تو حمام بودی و وقتی زنت اومد..من بخدا نمیخواستم زندگیتو خراب کنم.ما میخواستیم بریم..پول میخواستیم
امیر عصبی و کلافه زل زده بود به چشمای گود افتاده و صورت بی ارایش نوشین.
امیر علی_از کی پول گرفتین؟
نوشین_من بخدا ندیدمش..فقط میدونم یه دختره بود که اسمش..چی بود؟اه بابا من الان اسم ننه بابامم یادم نیست..ها چرا..مانا.اسمش مانا بود.
romangram.com | @romangram_com