#غم_نبودنت_پارت_320


امیر علی_غزل..نمیذارم اون عوضی که این بلا رو سرت اورد واسه خودش راست راست بگرده..میکشمش..به نفست قسم میکشمش.

با قدمای محکمی از بیمارستان زد بیرون.سوار ماشین شد و همینطور که با سرعت از در بیمارستان خارج شد شماره نوشین و گرفت..





جواب نمیداد.دو سه بار پشت سر هم شمارشو گرفت تا بالخره صدای نازک و زنونه ای گفت_بله؟

با شنیدن صداش تمام خشم و عصبانیتش و فرستاد تو گلو داد زد_کجایی؟

نوشین_ت..تویی؟

امیر پوزخند صدا داری زد و گفت_لکنت گرفتی؟

نوشین صداش میلرزید_چکار داری؟

امیر با حالت مسخره ای گفت_دلم برات تنگ شده..

نوشین_من..یعنی ببین

امیر علی_کجایی؟

حرفی نزد.

امیر علی_نوشین فقط یه بار دیگه میپرسم..کجایی؟

نوشین خیلی سریع گفت_امیر ببخشید ولی نمیتونم.

و قطع کرد.

لعنتی..

دو سه بار دیگه هم زنگ زد ولی بعد از دوبار دیگه زنگ زدن گوشیش خاموش شد.

عصبی دستش و محکم کوبید رو فرمون و از ته دل نعره زد داد زد_کثافت کثافت..

تند تند رانندگی میکرد و زیر لب میگفت_میکشمش..میکشمش

سریع شماره گرفت.

امید_جونم داداش؟

امیر علی_ادرس نوشین و داری؟

امید_علیک سلام امیر خان..کدوم نوشین؟

امیر علی_امید حوصله ندارم..نوشین صادقی..همون دختر چشم سبزه.

امید با لحن شیطونی گفت_واسه چیته پسر..زنت رفته قهر دختر لازم شدی؟

یاد غزل کلافش میکرد..

امیر علی_خفه شو امید..داری یا نه؟

romangram.com | @romangram_com