#غم_نبودنت_پارت_295


و گوشی و قطع کرد..

به دو دقیقه نکشید امیر گوشی رو گوشش اومد بیرون و گفت_وقتی میگم نه یعنی نه؟افسون نمیفهمی الان نمیتونم بیارمش مهمون دارم کلی کار رو سرم ریخته..

کلافه دست کشید تو موهاشو و نفسش و فوت کرد بیرون و گفت_عصر یا خودت میاریش یا فراز.

و گوشی و قطع کرد.

روبروم ایستاد.

امیر علی_با تاکسی میری.رسیدی زنگ میزنی.زنگ زدم با بوق اول جواب میدی..فهمیدی غزل؟

دیگه باقی حرفاشو نفهمیدم که خداحافظ بلند گفتم و روی مانتوم شال مشکیمو کشیدمو کیفمو برداشتمو از خونه زدم بیرون..

ماشینم خراب بود و گوشه پارکینگ بود..

انقد هول کردم که سوئیچ ماشین امیر و با خودم نیاوردم..گفت با تاکسی برو.بازم انقد تو هول و ولا بودم که نفهمیدم چرا با تاکسی..

حوصله نداشتم حتی به این فکر کنم که چرا امیر درک نمیکنه جون بابام از این فکرای مسخره و احمقانش مهم تره.

حوصله فکر کردن به حرفا و حرکاتشو نداشتم..الان فقط و فقط بابا مهم بود و سلامتیش.

دم در یه تاکسی جلو پام زد رو ترمز.

پیاده شد و گفت_خانم حداد؟

_بله.

_بفرمایید بالا.

امیر خودش زنگ زده بود به اژانس.

بیچاره راننده رو انقد هولش کردم و گفتم تند بره که ربع ساعته در خونه باز بابا اینا بودم.

پول و پرت کردم تو ماشین و مثل جت پریدم تو.

ابجیا همه اونجا بودن با شوهراشون.فراز و توکا..مهرداد و افسون..حتی پروا و احسان و فقط..من تنها بودم.

ولی مگه مهم بود؟بازم مهم الان..فقط و فقط جون بابا بود.بابایی که تازه امروز فهمیدم چقد از حجم موهای پرپشت سرش سفید پنبه ای شده..بابایی که دستای لرزونش و تازه امروز از پشت پلکای خیس از اشکم دیدم.

بابایی که دلتنگی واسه مامان از تو چشماش داد میزنه و منو میترسونه..از تنها شدن..از دوباره یتیم شدن..

من طاقتشو ندارم.الان..که هیچ امیدی به این زندگی ندارم..الان که حس میکنم در استانه افسردگی گرفتن هستم الان که هیچی سر جاش نیست.

نه الان نه هیچ وقت دیگه تا دنیا دنیاست بابام باید بابای من بمونه.

من بابامو می خوام..پشت و پناهمو..مگه میشه دختر بی بابا؟؟

کنارش نشستم..دستمو گرفت..وقتی دستای لرزونم نشست تو مشت مردونه ضعیف شده و پر از چروکش تازه فهمیدم چقد بابام پیر شده..

_خوبی بابا؟

نفس گرفت و اروم گفت_تو که هستی..اره بابا.خوبم.

با صدای لرزونی لبخند زدمو گفتم_این لوس بازیا یعنی چی پیر مرد؟پاشو ببینم..دیگه حنات واسم رنگی نداره..بلند شو که حوصله مریض داری ندارم..

romangram.com | @romangram_com